X
تبلیغات
عاشق زخمی

عاشق زخمی

دلم می خواد کنار پنجره آروم بمیرم

سکوت

چشمانم در نگاهش ساعتها خيره ماند

حرفي براي هم نداشتيم

زيرا قلبهايمان در حال نجوا بودند

نميخواستم خلوتشان را بر هم زنم

سكوت را ترجيح دادم

تا قلبهايمان درد و دل كنند

چشمهايش عمق عشق را فرياد ميزد

هوس بوسيدن لبهايش آزارم ميداد

عشق مقدسمان را با هوسي زودگذر آلوده نكردم

اما چشمانم با اندامش عشق بازي مي كرد

چه عاشقانه بود ديروزم

چه تاريکست امروزم به آتش مي کشم خود را

اگر فردا چنين باشد

+ نوشته شده در  16 Feb 2011ساعت   توسط مهدی   | 

تقدیم به عشقم

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم

یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم

تو نگرانم نشو !!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !

یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !

یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...

و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !

تو نگرانم نشو !!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....

یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!

یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....

و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !

اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...

که چگونه.....!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...

و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم

تو نگرانم نشو !!

فراموش کردنت را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت.....

z

+ نوشته شده در  16 Feb 2011ساعت   توسط مهدی   | 

آرزوهای ویران شده

        آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ . بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند       

 

+ نوشته شده در  12 Feb 2011ساعت   توسط مهدی   | 

تنهایی ما !

تنهایی آدم ها به عمق یک دریاست .

                   ولی برای پر کردنش یک لیوان محبت کافیست .

 

+ نوشته شده در  21 Nov 2010ساعت   توسط مهدی   | 

وقتی قلبت شکست

وقتی قلبت شکست :

خورده هاشو یک گوشه نگه دار ، درسته که هیچ وقت مثل اولش نمی شه .

ولی شاید بتونی تکه های گمشده یک قلب دیگه باشی . 

+ نوشته شده در  21 Nov 2010ساعت   توسط مهدی   | 

یکی بود یکی نبود

عشق غصه ای نبود که با یکی بود یکی نبود شروع بشه .

عشق کلاغی بود که هرگز به خونش نرسید.

 

+ نوشته شده در  6 Nov 2010ساعت   توسط مهدی   | 

عاشقی

فکر مي کرديم عاشقی هم بچگيست ... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست

   زندگی چيزيست شبيه يک حباب ... عشق آباديه زيبايی در سراب

فاصله با آرزو های ما چه کرد ... کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد



+ نوشته شده در  5 Nov 2010ساعت   توسط مهدی   | 

دلگیر

دلگیرم از تمام الفبای بی کسی .

                بخصوص این پنج حرف :

                                                  ف. ا . ص . ل . ه

 

+ نوشته شده در  17 Oct 2010ساعت   توسط مهدی   | 

مي داني عشق چيست؟

 

مي داني عشق چيست؟  

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست.

 درد مي داني چيست؟

آنچه از عشق تو در سينه تنگم باقيست


 

+ نوشته شده در  16 Oct 2010ساعت   توسط مهدی   | 

عاشقانه

شکست خورده ای در عشق را پرسیدند: عشق را به چه تشبیه می کنی؟ گفت: عشق مانند ستاره ای می ماند که هر چقدر دورتر باشد بیشتر به تو چشمک می زند و پر نور تر است و تا به آن رسیدی نه از چشمک خبری باشد و نه از نور!

 

 

+ نوشته شده در  29 Sep 2010ساعت   توسط مهدی   |